
۱- علت و معلول
بهنرین معمولاً به دست خودش میمیرد
او فقط دور میشود و بس
و کسانی که از پس ِ او میمانند
هرگز درست نمیفهمند
که چرا دیگران از آنها گریزاناند
۲- مهربان باش!
همیشه از ما خواستهاند
که نظر دیگران را درک کنیم
مهم نیست تا چه اندازه
قدیمی
احمقانه یا
نفرتانگیزاند.
افسوس برای مردگان
![]()
فارغ از هر خاطره و آرزویی،
مجرد و بیکران، نزدیک به آینده،
انسانی که مرده، دیگر انسانی که مرده نیست او فقط یک مرده است.
مانند خداوند رمزآلودی که
هر آنچه میشود از او گفت باید که انکار شود
او که مرده با همه چیز بیگانه است بهجز با فقدان و فنا
و ما هر دری را به رویش میبندیم
و نمیپذیریمش بهاندازهی رنگی یا هجایی:
اینجا همچون چاردیواریست که چشمهایش فراتر را نمیبیند
آنجا چون پیادهروییست که چشم به راه رویاهای خویش است
او قادر است همانچیزی را بیاندیشد
که ما در اندیشهی آنیم.
ما به دزدانی میمانیم که غنائم شب و روز را میان خود تقسیم کردهاند.